معرفي كتاب خاطرات يك مترجم

اين كتاب خاطرات زندگي خصوصي و ادبي مترجم زبردست و تواناي كشور ، آقاي محمد قاضي است كه توسط نشر كارنامه به طبع رسيده است . چاپ اول كتاب در سال 71 صورت گرفته و چاپ چهارم آن در سال 97 انجام شده است . محمد قاضي با چيره دستي فوق العاده به نگارش زندگي خود پرداخته است و به شكل بسيار زيبايي تمام پستي و بلندي زندگي خويش را براي مخاطبانش به تصوير كشيده است . در قسمتي از كتاب مي خوانيم :"از دوران كودكي خود چيز زيادي نمي دانم ، به جز اينكه زاده پدري هستم ملا و پيش نماز و مادري سخت متعصب و مقيد به سنن آبا و اجدادي.پدرم...با دختري از نوه عموهاي خود به نام آمنه ازدواج كرده بود . به قراري كه من بعدها از اقوام و نزديكان او شنيدم ، امام(پدرم) سخت آرزومند بود كه ثمره اين وصلت پسري باشد و نامش را محمد بگذارد. ... از قضا آرزويش برآورده شد و آمنه خانم پسري برايش آورد كه او را محمد نام نهادند ليكن چند ماهي بيش زنده نماند ... بار ديگر همسرش حامله شد . اين بچه دوم هم كه به دنيا آمد پسر بود. ...پدر ...اسم اين پسر را نيز محمد گذاشت . محمد ثاني نيز پس از هفت هشت ماه، نمي دانم چرا، عمر خود را به شما داد.... تلاش براي ساختن محمد ثالث از نو آغاز شد ...دو سالي خبر از بچه نبود ، تا در اوايل سال سوم باز آثار حاملگي در مادر به ظهور رسيد... خداوند با دادن دختري به امام(پدرم) مرد حسرت به دل را بور كرد...به حسب تصادف اسمش را خديجه گذاشتند .ولي دريغ كه يك سال نگذشته خديجه نيز به دنبال آن دو محمد درگذشت ...پيدا بود امام هنوز از تلاش خود براي رسيدن به آرزويش دست برنداشته است ...اين يكي پسر بود ...اين محمد ثالث منم كه شهيد ثالث نشدم و اينك پس از گذشت شصت و پنج سال و بعد از گذراندن چندين قران نحس از سر هنوز زنده ام و با شما سخن مي گويم . "

مشخصات كتاب :

نام كتاب : خاطرات يك مترجم

نويسنده : محمد قاضي

اصليت : ايراني

موضوع : اتوبيوگرافي(خودنوشت زندگينامه)

ناشر : كارنامه

صفحه :430

قطع :رقعي

جلد : نرم

چاپ : چهارم97


/ 1 نظر / 39 بازدید
baqsangestan

درود...این کتاب رو خوندم، خیلی زیباست.ممنون از معرفيش